ناشئ اكبر ( مترجم : على رضا ايمانى )

158

مسائل الامامة ومقتطفات من الكتاب الاوسط ( فرقه هاى اسلامى و مسأله امامت ) ( فارسي )

174 . اما گروهى ديگر [ با انكار مسئلهء كون و فساد ] پنداشته‌اند كه [ در اين جهان ] چيزى جز كمون [ - خفا ] و ظهور نيست . * * * 175 . [ در معناى محال ] دانشمندان باهم اختلاف‌نظر دارند . گروهى اظهار مىدارند : محال چيزى است كه نه مىتواند راست باشد و نه دروغ . چه اينكه يك سخن در صورتى صادق است كه بتواند كاذب هم باشد و همين طور بالعكس . اما متكلّمان گفته‌اند : هر امر محالى دروغ است ؛ ولى چنين نيست كه هردروغى محال باشد ، زيرا اگر كسى بگويد : جهان قديم است و عدد ده نصف عدد پنج است ، چنين كسى هم سخن دروغ گفته و هم امر محالى را ادّعا كرده است . اما اگر بگويد : فلانى نشسته است ، در حالىكه او ايستاده باشد ، اين سخن او تنها دروغ است ، ولى محال نيست ؛ زيرا ايستادن براى او امكان‌پذير است ؛ ازاين‌رو محال نمىباشد . 176 . دانشمندان علم منطق گفته‌اند : پرسش بر دو گونه است : يكى سؤال حجر ( منع ) و ديگرى سؤال تفويض ( واگذارى ) . پرسش حجر سؤالى است كه پاسخ آن بخشى از خود سؤال است ، مثل اينكه از كسى بپرسى : زيد ايستاده است يا ايستاده نيست ؟ ، در اين صورت پاسخ آن ، قسمتى از همين پرسش است ؛ زيرا او به ناچار يا پاسخ مىدهد كه ايستاده است يا مىگويد كه ايستاده نيست . اما پرسش تفويض مثل اين است كه بگويى : انسان چيست ، در اين صورت ، نحوهء پاسخ‌گويى را به شخصى كه از وى سؤال كردى ، واگذار نموده‌اى تا هرطور كه مىخواهد جواب دهد . 177 . اما ديگران [ غير از منطقيان ] بر خلاف آنان اظهار داشته و گفته‌اند اگر كسى از من سؤال كند كه زيد ايستاده است يا نشسته ، در واقع پاسخ را به من واگذار كرده كه از جنس [ الفاظ ] پرسش او به خودش جواب دهم . آنان افزوده‌اند كه هرپرسشى چنين نيست كه بتوان آن را از جنس [ الفاظ ] همان سؤال ، پاسخ داد . كسى كه از من مىپرسد : انسان چيست ، در واقع مرا از اينكه